علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

مقدمهء مصحح و ناشر 15

تاريخ بيهق ( فارسى )

در معجم الادباء مكرر از اين كتاب نقل كرده است ، و همچنين ابن الاثير در تاريخ كامل و ابن ابى اصيبعة در طبقات الاطباء و عطا ملك جوينى در تاريخ جهانگشا هر كدام فقراتى از اين كتاب نقل كرده‌اند ، و حمد اللّه مستوفى در ديباچهء تاريخ گزيده آن را از مآخذ خود مىشمرد ، و از اينجا معلوم مىشود كه اين كتاب بطور قطع تا اواسط قرن هشتم موجود بوده است ، بدبختانه در كتابخانه‌هاى اروپا كه فهارس مطبوعه دارند تا كنون اثرى از اين كتاب نفيس بدست نيامده است ولى هيچ مستبعد نيست كه در ايران يا در تركيه يا در ساير ممالك اسلامى شرقى مثل هندوستان و افغانستان و تركستان نسخهء يا نسخى از آن موجود باشد و وقتى بدست بيايد . ديگر از تاليفات ابو الحسن بيهقى ذيلى بوده است بر دمية القصر با خرزى موسوم بوشاح دمية القصر يا اختصارا وشاح الدمية در تراجم احوال شعراء عصر خود ، ياقوت در معجم الادباء مكرر از اين كتاب نقل كرده است و ابن خلكان نيز در ترجمهء حال باخرزى اشاره بدان نموده ، حاجى خليفه اين كتاب را بعنوان وشاح دمية القصر و لقاح روضة العصر ذكر كرده است و گويا نام كامل كتاب همين بوده است . ديگر از تاليفات بيهقى كتابى بوده است در امثال عرب موسوم بغرر الامثال و درر الاقوال در دو جلد « 4 » كه بقول حاجى خليفه در كشف الظنون ماخذ مجمع - الامثال ميدانى اين كتاب بوده است چنان كه گويد : غرر الامثال و درر الاقوال لابى الحسن على بن زيد البيهقى المتوفى سنة . . . رتب الامثال على الحروف و ذكر لكل منها السبب و الضرب ثم شرحها اعرابا و معانى و ذكر حلها ايضا و هو ماخذ الميدانى ، ولى ظاهرا اين سهوى است واضح از حاجى خليفه كه منشأ آن عدم اطلاع از عصر بيهقى بوده است ، چه بيهقى بتصريح خود او در مشارب التجارب بنقل ياقوت ازو در معجم الادباء از شاگردان ميدانى بوده است و سامى فى الاسامى و مجمع الامثال ميدانى

--> ( 4 ) معجم الادباء ج 5 ص 211 سطر 3 به آخر . و حاجى خليفه ج 2 ص 153 در باب غين .